لطفا به من عشق تعارف نکنيدسيرممن به تنهايي کنار ساحل قدم ميزنمبه تنهايي به ديدن غروب ميرومبه تنهايي تنها ميمانم!عشق را ميسپارم به چشمان آزادو نترس موش هاي صحراييمن شکستم ، ديروز تکه تکه هايم را با دست جمع کردم ،دستم بريد ! از فردا خودم را گچ ميگيرمشايد ديگر هرگز پرواز نکنم اما هرگز زمين نميخورمشايد نخندم اما گريه هم نميکنمشايد جاودانه نشوم ! اما آسوده ميميرمفردا قلبم را از جا ميکنم ، چالش ميکنم زير خروارها خاک نم کشيده ي کويرشما هم ميتوانيد در مراسم تدفينش شرکت کنيدفقط لطفا قلبم را ندزديدمن عا حرف حق...ما را در سایت حرف حق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: دوشنبه 25 اسفند 1399 ساعت: 17:50